دوشنبه

خاطرات دانش آموزی یک رئیس جمهور

در خبرها آمده بود که دکتر احمدی نژاد در مراسم شروع سال تحصیلی خود را دانش آموز همیشگی خطاب کرده است.

در همین راستا نیز رئیس جمهور لسوتو هم در مراسم شروع سال تحصیلی کشورش به خودش لقب دانش آموز همیشگی داد.

ضمن عرض تشکر از طالب علم بودن همیشگی هردو عزیز با خودم دوران دانش آموزی رئیس جمهور لسوتو رو بررسی کردم.

روز اول مدرسه کلاس اول: هیچ کس باهاش دوست نبود، یعنی هیچ کس حاضر نبود بغل دستیش بشه، همه می گفتند برو یه جا دیگه بشین، اصلا از کلاس ما برو بیرون ازت بدمون میاد، اما معلم کلاس اولش اومد و نوازشش کرد و گفت برو یه صندلی تکی بیار و بشین کنار میز خودم. با خودش گفت یه روز رئیس جمهور می شم و حال همه شون رو می گیرم ولی میام دست تورو می بوسم.

زنگ دیکته: همه داشتند دیکته می نوشتن اما اون یادش رفته بود صابون رو چه جوری می نوسین برای همین خواست تقلب کنه و بیست بشه، اما بچه های کلاس فهمیدن و سر و صدا کردن، معلم بهش گفت تقلب کار خوبی نیست و این دفعه دیکته ات رو بهت صفر می دم، با خودش گفت اگه یه روز رئیس جمهور بشم برای اینکه تقلب کنم باید اول دم معلم رو ببینم تا سر صدای بچه ها به هیچ جا نرسه.

زنگ ریاضی: معلم یه سوال مطرح کرد که اگر دو تا هلو داشته باشیم دو تا هلو هم حسن بهمون بده چند تا سیب داریم، اون خیلی هلو دوست داشت و بلند گفت 10 تا، معلم بهش گفت نه چهار تا هلو، اون گفت اما من دوست دارم 10 تا هلو داشته باشم، معلم گفت ولی ریاضی می گه چهارتا، همه بچه ها بهش خندیدن، با خودش گفت اگه یه روز رئیس جمهور شم ریاضی رو عوض می کنم.

زنگ ورزش: سر فوتبال هیچ تیمی قبولش نمی کرد، بهش می گفتن باید وایسی توپ جمع کن چون بلد نیستی گل بزنی، با خودش گفت یه روز رئیس جمهور شدم می رم به دروازه بان تیم ملی گل می زنم.

زنگ تفریح: در حالی که روی سکو های حیاط مدرسه نشسته بود بچه های همش نیشگونش می گرفتن و بهش تیکه می نداختن و بخاطر این مساله لقب های بدی بهش داده بودند، با خودش گفت یه روز رئیس جمهور می شم و کل صورت مساله رو پاک می کنم و می گم تو لسوتو همجنس گرا نداریم.

زنگ تفریح 2: دست شویی های حیاط همه پر بود و اون دست شویی بزرگ داشت، دیگه نمی تونست خودش رو کنترل کنه و رفت گوشه حیاط کار خرابی کرد، ناظم دعواش کرد و 3 نمره از انضباطش کم کرد، با خودش گفت یه روز رئیس جمهور می شم و هر جا خواستم کارخرابی می کنم.

زنگ اجتماعی: معلم کلاس داشت راجع به روابط بین المللی کشورها توضیح می داد و اون تصمیم گرفت اگه یه روز رئیس جمهور شد با کشورهای مهمی مثل تانزانیا و ونزوئلا ارتباط داشته باشه (این اسمها رو روز قبلش تو کتاب اطلس جغرافیا دیده بود).

زنگ تاریخ: همیشه از درس تاریخ بدش می اومد برای همین تصمیم گرفت اگه یه روز رئیس جمهور شد کل تاریخ رو انکار کنه.

بقیه کلاسها رو اخراج می شد برا همین راجع بهشون علم خاص یا نظری نداشت که بخواد تو دوران ریاست جمهوریش پیاده کنه.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر